سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

222

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

خلافت آنان را سزا است . از خداوند عليه كسانى كه حق خاندان نبوّت را انكار كردند و بر مردم بدعتهايى روا داشتند كه فردى مانند تو بر اساس آنها بر آنان حكم كند ، يارى مىطلبيم ، ما را خدا بس است كه خوب وكيلى است . همانا كه مردم سه گونه‌اند ؛ مؤمنى كه حق ما را مىشناسد و تسليم و پيرو ما است ، اين فرد نجات يافته و دوست خدا است ، و منكرى كه با ما به دشمنى برخاسته و از ما بيزارى مىجويد و ما را لعن مىكند و ريختن خون ما را حلال مىداند و حق ما را انكار مىكند و به بيزارى از ما معتقد است ، اين فرد كافر به خداست و مشركى ملعون مىباشد ، و فردى كه به عقايد و احكام مورد اتفاق مسلمانان عمل مىكند و در مورد ولايت ما فكرش به جايى نمىرسد و آن را به خداوند رد مىكند و با ما دشمنى نمىورزد ما هم براى او طلب عفو داريم و كارش را به خدا وامىگذاريم . معاويه چون اين سخنان بشنيد ، بگفت كه به حسن و حسين هزار هزار درهم دهند ، هر يك را پانصد هزار درهم . « 1 » * * * اين گزارش در منابع زير نيز آمده است : كلينى / كافى 1 / 529 + صدوق / اكمال 1 / 270 + عيون اخبار الرضا 1 / 38 + خصال 562 . + نعمانى / الغيبة 60 . + طوسى / الغيبة 91 . + كراجكى / الاستنصار 9 . + طبرسى / احتجاج 2 / 3 . + ابن شهر آشوب / مناقب 1 / 296 + حلى / المعتبر 4 . + العدد القويه 46 . + كشف الغمه 2 / 508 + اثبات الهداة 1 / 344 ، 2 / 262 . + الحلبى / تقريب المعارف ( خطى ) 177 . + بياضى / الصراط 2 / 120 + الطبرسى / اعلام الورى 395 . + بحرانى / العوالم 16 / 246 . + بحار 33 / 265 ، 44 / 102 ، 61 / 169 ، 36 / 231 ، 232 ، 23 / 329 ، 44 / 97 .

--> ( 1 ) در : احتجاج 2 / 3 آمده است : « معاويه چون اين سخنان شنيد بفرمود تا جز حسن و حسين و عبد اللَّه بن جعفر ، به همه حاضران هر نفر هزار هزار درهم دهند .